محمود فروزبخش:
برای ایرانی بودن و بهتر ایرانی بودن
سه شنبه 14 آبان 1398, 12:34

 

یادداشت- محمود فروزبخش: در مورد مبارزه با آمریکا تا به امروز سه دسته از دلایل مطرح شده اند:
1-  دلایل قرآنی: ریشه تمامی مباحث و دلایل مخالفت با آمریکا به همین دسته از دلایل برمی گردد و در قرآن آیات فراوانی یافت می شود که به ما مبارزه با کفر و ظلم را یادآوری می کند. همچنین قاعده نفی سبیل، نفی سلطه و امثالهم نیز برآمده از تعالیم قرآن است.
2-  شواهد تاریخی: مطابق با شواهد تاریخی بر همگان اثبات می شود که آمریکا دشمن ملت ایران بوده است و به چنین دشمنی با چنین سوابقی نمی توان اعتماد کرد. کسانی که معمولا این گونه استدلال می کنند از کودتای 28 مرداد سال 1332 تا برجام امروزی فراوان شاهد مثال در آستین دارند.
3-  عقلانیت کارکردی و نظام منافع: شاید معروف ترین جمله در این باره همان باشد که تاکید می کند: «مقاومت هزینه هایی دارد اما تسلیم شدن هزینه هایش بیشتر است.»
این گونه استدلال به ما می گوید که به منظور حفظ منافع کشور نباید در برابر آمریکا تسلیم شد و هرچند مبارزه با او تلفات بسیاری دارد اما در مجموع این مقاومت عقلانی و کارکردی است. پیشتر نیز در مورد جنگ سوریه از همین روش استدلال استفاده شد و گفتند: «اگر ما در سوریه نمی جنگیدیم امروز باید در مرزهای ایران می جنگیدیم.»
در واقع جنگ سوریه اگر چه پشتوانه دینی و قرآنی داشت اما در مقام بیان نقطه تاکید استدلال ها بر روی حفظ نظام و گسترش منافع بود.
***

جدای از این سه دسته استدلال ها، می توان به مبحث دیگری هم اشاره داشت که تا به امروز کمتر مورد اشاره قرار گرفته است اما به شدت در زیرپوست جامعه قابل ردیابی است. مقاومت در برابر آمریکا ما را «ایران تر» می کند یعنی ایران ما را بیشتر ایران می کند! ممکن است کسی بگوید منظور شما این است که تحریم ها ما را به سمت خودکفایی می برد و کشور را قوی تر می کند. البته این حرف در درازمدت صحیح است اما منظورمان از ایرانی تر و قوی تر شدن بیان مطلب عمیق تری است.
این مبارزه در ذات ایرانی ریشه دوانده است و درک این مطلب تنها از طریق مرور تاریخ ایرانی میسر می شود. منظور از تاریخ ایرانی، تنها سلسله حوادث و اتفاقات نیست بلکه فلسفه تاریخی است که ایرانیان از صدها سال پیش پذیرفته اند و منبع آن به دوران ایران باستان می رسد. در این نوع نگاه فلسفی به تاریخ همواره قوای خیر اهورامزدا با نیروهای شر اهریمن با یکدیگر مبارزه می کنند و انسان ایرانی موظف است که به قوای اهورامزدا یاری برساند. این مبارزه در سراسر تاریخ جاری است تا آن که نیروهای خیر به سرپرستی منجی (سوشیانس) به پیروزی برسند.

گاهی اوقات تصور آن است که سیل حوادث و وقایع تاریخی ما را شکل داده اند اما گاهی هم باید بگوییم این فلسفه تاریخی و روحیه حماسی یک ملت است که حوادث را به شکلی خاص جلو برده است. اگر ایرانیان اسلام آوردند و اگر از میان اسلام، شیعه را پذیرفتند و اگر در آن میان عاشورا برایشان از همه جذاب تر بود، بی ارتباط به این نگاه کلی تاریخی نیست. زیرا تشیع و روحیه حسینی با این نگاه تاریخی ایرانی کاملا هم راستا بوده است و به عبارتی آن فهم را امتداد داده و ارتفاع داده است.
امروز هم ایرانی همان ایرانی است. این لایه عمیق هویتی از پس این همه تلاطمات چندان تغییری نکرده است. ایرانیان برای آن که ایرانی بمانند و بیشتر ایرانی باشند نیاز به مقابله با استکبار دارند و این مقابله خارج از فطرت و نهاد آنان نیست. در واقع مبارزه با آمریکا دارد ملت ایران را همین الان هم می سازد. همانطور که مراسم اربعین دارد ملت عراق را می سازد. ملت سازی چیزی نیست که لزوما تنها مربوط به دیروز باشد. بسیاری از مفاهیم ملی در سال های رونق گرفتن اربعین در عراقی ها شکل گرفته و می گیرد و بسیاری از مفاهیم هویتی دیروزی در مقابله با آمریکا در ایرانیان تثبیت می شود.
ممکن است کسی بگوید برای رخ دادن چنین مهمی ما را به مبارزه با ابرقدرت جهان نیست بلکه مبارزه با اسرائیل، سعودی و یا صدام کافی است. حال آن که حمله دم به دم این شیران علم همه از نفس آمریکاست و این گونه سخن گفتن ها تنها ما را از مبارزه اصیل و حقیقی باز می دارد.
ممکن است کسی بگوید این حرف ها فایده ای ندارد و کسی که محبت آمریکا در جان و وجودش خانه کرده به این سخنان گوش نمی دهد. کسی که از اعماق قلبش آمریکایی شده به سمت اهریمن کوچ کرده است و این چنین فردی خودش را با خواست خود از فلسفه تاریخ ایرانی بودن خارج کرده است. ایرانی بودن که به آبگوشت و قرمه سبزی نیست. ایرانی بودن چیزی است که از جانمایه شاهنامه به ما رسیده است و جدای از حماسه و امید به آینده نیست.
اگر چه رفاه خوب است و ما همه طالب رفاه هستیم اما این مبارزه سخت با استکبار هم چندان بی فایده نیست. این مبارزه ظرفیت های ایرانی ما را آشکار می کند و ما را در راستای فلسفه تاریخی ایرانی به همدلی و هم فهمی می رساند. منظور ما تنها وحدت تاکتیکی در برابر دشمن واحد نیست. منظورمان نوعی از هم زبانی و همراهی است که در زمانه پاشیدگی ها و گسستگی ها می تواند یک ملت را ملت تر کند.

 

نظرات

- رحمتی
این حرف را ارسطو2500 سال پیش زد که برای اتحاد ملی وهمبستگی اجتماعی دشمن خارجی مفید است
1398-08-14 پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.